۰

دختری که ناپدری اش را کشته بود بخاطر یک نذر از قصاص نجات یافت

تاریخ انتشار
سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶ ساعت ۰۸:۲۹
دختری که ناپدری اش را کشته بود بخاطر یک نذر از قصاص نجات یافت
رسیدگی به این پرونده از 11 آذر سال 94 و با اعلام خبرکشته شدن یک مرد به مأموران کلانتری 178 تهرانپارس آغاز شد.
  تیم تحقیق پس از حضور در محل، با جسد غرق در خون مردی روبه‌رو شدند. دختر جوانی به نام «الیکا»که همراه مادرش در خانه حضور داشت در تحقیقات مدعی شد که پدرخوانده‌اش «شهریار» با مرگ خودخواسته به زندگی‌اش پایان داده است. همسر مقتول نیز این اظهارات را تأیید کرد. اما این ادعا از سوی بازپرس جنایی و تیم تحقیق حاضر در صحنه  جرم رد و دختر جوان به عنوان مظنون پرونده بازداشت شد.این دختر وقتی در برابر بازپرس جنایی قرار گرفت، پس از بازجویی‌های فنی، در حالی که چاره‌ای جز اعتراف نداشت گفت: «من نذر شله زرد داشتم که مادرم و همسر صیغه‌ای‌اش به خانه‌ام آمدند. اما شهریار بر سر موضوعی با ما جر و بحث کرد و مرا «شیطان» صدا زد. من هم برای ترساندن‌اش چاقویی  از آشپزخانه برداشتم که شهریار چاقو را از دستم گرفت و درجریان درگیری زمین خورد  و چاقو وارد بدنش شد.»با اعتراف دختر جوان به دستور بازپرس محسن مدیر روستا، پرونده پس از بازسازی صحنه  و با تکمیل تحقیقات به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد.
نخستین جلسه رسیدگی به این ماجرا اواخر دی 95 برگزار شد. در ابتدای جلسه مادر مقتول در جایگاه ایستاد و گفت: «یک پسر و دختر داشتم که پسرم در این جنایت به قتل رسید. بعد از این اتفاق، دخترم هم تحت فشار روحی شدید، به بیماری سرطان مبتلا شد. در حال حاضر به خاطر شرایط موجود قادر به تصمیم‌گیری نیستم. اما روز عاشورا نذر کردم اگر دخترم شفا پیدا کند، از خون پسرم بگذرم و رضایت بدهم.» به این ترتیب او از دادگاه 13 روز فرصت خواست.پس از پایان مهلت 13 روزه، دادگاه برای دومین بار تشکیل شد و این بار زن میانسال با توجه به نذری که قبول شده بود به شرط دریافت دیه از قصاص قاتل پسرش گذشت کرد.
بدین ترتیب با تلاش واحد صلح و سازش دادسرای امور جنایی تهران و کمک خیرین، دختر جوان توانست دیه‌ای را که مادر مقتول خواسته بود فراهم کند و از قصاص رهایی یابد.
کد مطلب : ۱۳۷۵۴۲
ارسال نظر
نام شما

آدرس ايميل شما
نظر شما

کلام امیر
كُلُّ مَعْدُود مُنْقَض، وَكُلُّ مُتَوَقَّع آت.
امام(عليه السلام) فرمود: هرچيز كه قابل شمردن است سرانجام پايان مى‌گيرد و آنچه مورد انتظار است سرانجام فرا مى‌رسد.